زبان خامه ندارد سر بیان فراق...

 

در چشم های خسته و پیر پدر بزرگ،

دیری است ای دریغ! شادی ندیده ام...

پر مهر مادرم!

 ما را بهار عشق در خنده تو بود!

بعد از خزان تو،

 که تواند بهار را،

در قلب خسته پدر پیرم بیاورد؟!

/ 2 نظر / 22 بازدید
کاوشگر نور

سلام دوست عزيز ، وب لاگ زيبايي داري، راستي وب لاگ در حضور حي به روز شد، منتظر شما هستم